السيد الخميني
71
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )
نيفتد ؛ بهخلاف آنكه اگر معصيت ، رذائل فطريه را ظاهر و فعلى سازد و صورت باطن انسان را متبدّل به صورت جنود جهل نمايد ، از ساحت رحمت دور شود . و چه بسا شود كه نور فطرة اللهى به كلّى منطفى گردد ، و در اين صورت ، صاحب آن ، قرين با شيطان ، مُخلّد در جهنم و مُبعّد از رحمت خواهد بود ، و از اين جهت است كه اشتغال به تهذيب نفس و تصفيهء اخلاق - كه فى الحقيقه خروج از تحت سلطهء ابليس و حكومت شيطان است - از بزرگترين مهمّات و اوجب واجبات عقليه است . و اين مطلب در محل خود به ثبوت پيوسته كه نَشَئات ثلاثهء نفس - يعنى ، نشئهء مُلك و دنيا كه محطّ عبادات قالبيه است ، و نشئهء ملكوت و برزخ كه محلّ عبادات قلبيه و تهذيبات باطنيه است ، و نشئهء جبروت و آخرت كه مظهر عبادات روحيه و تجريد و تفريد و توحيد است - تجلّيات يك حقيقت قدسيه و مراتب يك بارقهء الهيه است « 1 » . و نسبت غيب نفس به شهادت و برزخ آن ، نسبت ظاهريت و مظهريت نيز نيست ، بلكه نسبت ظهور و بطون شىء واحد است . پس هر يك از احكام نشئات سهگانه به رفيق خود سرايت كند به مناسبت نشئهء آن ؛ مثلًا عبادات قالبيهء شرعيه ، اگر به آداب صوريه و باطنيه آيد ، مورث تهذيب باطن شود ، بلكه بذر توحيد و تجريد ، در روح افشاند ؛ چنانچه تهذيب باطن ، قوهء تعبّد را قوىّ و به حقايق توحيد و تجريد ، انسان را مىرساند ، و سرِّ توحيد باطن را مهذّب و جنبهء عبوديت را كامل نمايد . از اين جهت ، انسان سالك بايد در هر يك از نشئات ثلاثهء نفس ، قدم راسخ داشته باشد و از هيچ
--> ( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 9 ، ص 94 و 229 ، و ج 8 ، ص 221 .